تبليغاتX
سلام حسین (ع)
و ماه شعبان المعظم

با همه برکات و رحمت هایش

آغاز شد.

مبارک باد ایام و لیالی شریفی که

 زادروز میلاد امامان و اولاد بزرگوار ایشان است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 11:6  توسط ساحل  | 

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.

هنگامی که  سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.

امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که  این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود:  به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم  که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.

 

هوش و ذكاوت:

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.

و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..?

دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

 

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: ?اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة? یعنى:

?اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است?.

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

?به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.

صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است.
اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.

ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

 

كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار مىنویسد:

?شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء

و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.

 

وفات آن حضرت:

حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 13:9  توسط ساحل  | 

 

ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خورده نینوا! ای بانوی خورشیدهای دربند! ای زینب قهرمان! تو که خود، وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای، تو که خود دریای بی کران اشک را، ساحل بودی، چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم. تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات، به گوش تاریخ رساندی و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد.

به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند، زینب (س) این اسطوره تاریخ را می گویم. آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه های زلالش کند. آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد. آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند؛ مونس و یار برادر، سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران باشد. آمده بود تا فریاد بلند مظلومان باشد؛ فریادی که پژواک آن هنوز هم از ورای تاریخ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد.

اسیران بر هودجی از خون نشسته بودند. با حسین آمده بودند و بی حسین بر می گشتند و سالار قافله، زینب بود؛ هر چند خمیده و شکسته دل، ولی به پاسداری از حقیقت ایستاده بود تا امتداد راه برادر باشد. وصیت برادر این بود که "زینبم، بعد از من مبادا روی بخراشی و گریبان بدری و جزع و فزع کنی." و زینب اکنون آرام چون شقایقی داغ دار با مصیبتی عظیم در دل همراه قافله شده بود.

زینب (علیهاالسلام) در خانه رفیع امامت رشد یافته، از لبان وحی علم آموخته، و در دامان کرامت پرورش یافته بود. او لباس پاکی و تقوا پوشیده بود و به آداب و اخلاق اسلامی مزین گشته بود. زینب (س) فصاحت و بلاغت را از علی، نجابت را از فاطمه، صبر و شکیبایی را از حسن و مظلومیت در عین ایستادگی را از حسین آموخته بود؛ او روح بلند و رضا بود.

حضرت زینب (س) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی، وارث پدر و مادر بود. او بیش تر شب ها را با عبادت و بندگی حضرت حق به صبح می رساند و همواره قرآن تلاوت می کرد. تهجد و شب زنده داری حضرت زینب (س) در طول حیات پربرکتش نشد؛ حتی در شب یازدهم محرم با آن همه رنج و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش هم به عبادت خدا پرداخت.

حضرت سجاد (ع) می فرماید: " آن شب دیدم عمه ام بر سجاده نماز نشسته و مشغول عبادت است." و نیز از آن حضرت نقل شده که "عمه ام زینب با این همه مصیبت از کربلا تا شام، هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد" و نیز روایت می کنند: "چون امام حسین (ع) برای وداع با زینب (س) آمد، فرمود: خواهرم، مرا در نماز شب فراموش نکن."

زینب (علیهاالسلام) در ایام کودکی، با برادرش حسین (ع) انس و الفتی عجیب داشت و در کنار برادر، آرامش می یافت و دیده از دیدارش بر نمی بست و از حضور مبارکش دور نمی شد. روزی حضرت فاطمه (س) نزد پدر رفت و عرض کرد: "پدر جان، متعجبم از محبت فراوانی که میان زینب و حسین است. این دختر چنان است که بی دیدار حسین شکیبایی ندارد." رسول خدا (ص) چون این سخن بشنید، آه دردناکی از سینه برکشید و اشک دیده بر چهره روان کرد و فرمود: "ای روشنی چشم من، این دختر با حسین به کربلا خواهد رفت و به هزار گونه رنج و بلا گرفتار خواهد شد."

حضرت زینب (س) تنها 56 سال امانت الهی خویش را بر دوش کشید. نقل است که در اواخر عمر آن بانوی بزرگ، در مدینه منوره قحطی پیش آمد. عبدالله بن جعفر، همسر حضرت زینب (س) در شام مزرعه ای داشت و ناچار به اتفاق همسر خود در آن دیار رحل اقامت افکند. حضرت در آن سرزمین بیمار شد و در همان جا روح خود، این امانت الهی را به صاحبش باز گرداند و با جسمی خسته از فراز و نشیب زمان و رنجور از جور مردمان به دیار باقی شتافت.

چشمانش را گشود و برای آخرین بار به دورترین نقطه خیره شد. در این مدت حتی یک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود. آتش اشتیاق بیش از پیش شعله کشید و یاد برادر تمام وجودش را پر کرده بود. لحظه وصال نزدیک بود. دوباره خیمه های آتش زده و سرهای بر نیزه، چشمانش را به دریایی از غم مبدل ساخت. زینب (س) پلک ها را روی هم گذاشت و زیر لب گفت: "السلام عليک يا ابا عبدالله" و به برادر پیوست.

عروج ملکوتی آن بانوی مکرمه بنا به قول مشهور در پانزدهم رجب سال 62 قمری رخ داد. اینک مزار شریفش، قبله عاشقان خاندان عصمت و طهارت در دمشق (سوریه) است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 11:56  توسط ساحل  | 
 

ديدار با پدران آسماني

منبع: روزنامه تهران امروز، یکشنبه ۷/۵/۸۶

 روز پدر بهانه‌اي است تا از فداكاري‌ها و ايثار چندين ساله آنان بتوانيم

تشكري كنيم. روزي كه هر فرزندي سعي مي‌كند تا به هر وسيله‌اي دل

پدر را شاد كند و لبخندي هر چند كوتاه بر صورت خسته پدر بنشاند.


ديروز سيزده رجب مصادف با تولد كامل‌ترين پدر،

 مولاي متقيان، امير‌المومنين (عليه‌السلام) بود. در

 بهشت زهراي تهران پر بود از عطر گل محمدي و

ياس. فرزندان شهيدي كه آمده بودند تا اين روز را به

پدران تبريك بگويند، كساني كه شايد فرزند شهيد هم نبودند، آمده بودند تا

به پدران آسماني‌شان بگويند: قدردان تلاش و مجاهدت و ايثار شما در راه

حفظ ناموس ميهن هستيم. آمده بودند تا عهدي ببندند كه ما هستيم.

سر هر مزار مي‌رسيدي، فرزندان با پدرانشان نجوا مي‌كردند:

 گاهي به پروانه‌ها، قاصدك‌ها، آينه‌ها و ابرها، التماس مي‌كنم

پيغام مرا به تو برسانند.

پدر،

گاهي كه نام تو را مي‌شنوم و نسيم خسته را مي‌بويم

بي‌اختيار گريه‌ام  مي‌گيرد،

 اينجا بر سر مزارت آرام مي‌گيرم،

احساس مي‌كنم تويي كه با من

صحبت مي‌كني و بي‌اختيار گريه‌ام مي‌گيرد،

 نه اينكه نيستي و دلتنگم،

هستي همه جا و هر جا را كه نگاه مي‌كنم هستي،

اما دلم براي نوازش‌هايت تنگ شده، تنگ تنگ.

روز پدر بهانه خوبي بود تا تلاش غيور

مردان كشور بار ديگر برايمان تداعي شود افرادي كه عشق به فرزند، همسر

و پدر و مادر را فداي آزادي كشور خود كردند تا فرزندان در آسايش باشند.

اين «پدران آسماني» هيچگاه از ياد و خاطره ما نمي‌روند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 11:23  توسط ساحل  | 

آنچه در زير مي‌آيد پاره اي از فضائل حضرت است كه در روز بيست‌ ويكم ماه رمضان

 در سخنراني بين نماز ظهر و عصر

 در سال گذشته (85) درمسجد حضرت امير(ع) بيان شد.

 

منزلت حضرت علي (ع)

بزرگان عالم امكان رسول خدا (ص)، اميرمؤمنان (ع)، صديقه كبري (س)‌، امام مجتبي (ع) و سيدالشهداء (ع) دور هم بودند. رسول اكرم (ص) ظرفي آب طلبيدند و مختصري از آن را ميل كردند. آنگاه ظرف را به حضرت سيدالشهداء دادند.

 ايشان كه ميل كردند پيامبر فرمودند: گوارايت باد حسين جان.

 سپس ظرف را به امام مجتبي دادند ايشان كه ميل كردند باز پيامبر فرمودند: گوارايت باد حسن جان.

آنگاه ظرف را به دختر گرامي خود دادند، ايشان هم كه ميل كردند پيامبر فرمودند: گوارايت باد زهرا جان.

سپس ظرف را به علي(ع) دادند.

 بعد از اينكه ايشان ميل كردند همه ديدند كه پيامبر سجده كردند و خداي را شكر و سپاس نمودند.

فاطمه زهرا از پيامبر دربارة اين تفاوت پرسيدند؟

حضرت فرمودند: دخترم وقتي كه حسين آب نوشيد شنيدم كه برادرم جبرئيل در آسمان گفت: حسين جان گورايت باد، من هم به تبعيت از او تكرار كردم. وقتي حسن آب نوشيد باز اين جريان تكرار شد. وقتي تو آب نوشيدي دوباره اين عبارت را به تبع جبرئيل تكرار كردم.

امّا آنگاه كه علي آب را نوشيد صداي حضرت حق را در عرش شنيدم كه فرمود:

علي جان گوارايت باد.

من هم در مقابل اين عظمت و منزلت علي، خداي را شكر كردم و سجده نمودم.

 

مقام حضرت علي (ع)

در كتاب شريف زبده المعارف اثر عالم بزرگوار مرحوم ملاعلي اكبر ايجي(ره) اينچنين نقل شده است صعصعه ابن سوهان از بزرگان اصحاب علي(ع) از حضرت در مورد خصائص و فضائلش پرسيد حضرت به او فرمود كه سئوال كند تا ايشان پاسخ دهند.

صعصعه پرسيد: يا علي تو برتر هستي يا آدم؟ فرمود: من، به آدم گفته شد به آن درخت نزديك نشود امّا شد ،ولي من براي رسيدن به يك لقمه حلال از هفتاد لقمه شبهه ناك گذشتم.

پرسيد: تو بالاتري يا نوح؟ فرمود: من، به نوح گفتند كه فرزند تو از اهل تو نيست امّا در حق فرزندان من ، آنان را سيد جوانان اهل بهشت خواندند.
پرسيد: تو بالاتري يا ابراهيم؟ فرمود: من، ابراهيم به خداوند عرضه داشت كه يارب، چگونه مردگان را زنده مي‌كني؟ مي‌خواهم قلبم اطمينان يابد و يقينم بيشتر گردد. امّا براي من اگر تمام پرده هاي عالم كنار رود ذره‌اي به يقين من اضافه نمي‌شود.

پرسيد: تو بالاتري يا موسي: فرمود:من ، وقتي خداوند به موسي امر كرد كه به مدائن برود و فرعون را هدايت كند، چون سالها قبل از آن فردي را در مدائن كشته بود عرضه داشت خدايا كسي را يار من قرار بده تا با همراهي او به آنجا بروم و خدا هارون را وزير و مشاور او قرار داد. امّا من زماني كه آيات برائت نازل شد بدون آنكه يارو ياوري طلب كنم آن را به جانب مكّه بردم تا بر مردم مكّه بخوانم با آنكه در جنگ‌هاي بدر و اُحد بزرگان قريش را كشته بودم.

پرسيد: توبالاتري يا عيسي؟ فرمود: من، وقتي مادر عيسي را درد فرا گرفت وارد عبادتگاه شد . به او خطاب رسيد از اينجا خارج شو اينجا عبادتگاه است. امّا وقتي مادر من را درد فرا گرفت ديوار كعبه شكافته شد و خطاب رسيد كه بر حريم امن الهي داخل شو.

پرسيد: تو بالاتري يا رسول خدا؟ فرمود: من جان و نفْس رسول خدا هستم. من وصّي و جانشين او هستم. من پسر عموي او هستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 15:29  توسط ساحل  | 

التماس دعا لطفا مرا خيلي دعا بفرماييد:

اعمال ليلة الرغائب

و بدانكه شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مى گويند و از براى آن عملى از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار كه سيّد در اقبال و علاّمه در اجازه بنى زهره نقل كرده اند از جمله فضيلت او آنكه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود و آنكه هر كه اين نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود حقّ تعالى بفرستد ثواب اين نماز را بسوى او به نيكوتر صورتى با روى گشاده و درخشان و زبان فصيح پس با وى گويد اى حبيب من بشارت باد تو را كه نجات يافتى از هر شدّت و سختى گويد تو كيستى بخدا سوگند كه من روئى بهتر از روى تو نديدم و كلامى شيرينتر از كلام تو نشنيده ام و بوئى بهتر از بوى تو نبوئيدم گويد من ثواب آن نمازم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردى آمدم امشب بنزد تو تا حقّ تو را ادا كنم و مونس تنهائى تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود من سايه بر سر تو خواهم افكند در عرصه قيامت پس خوشحال باش كه خير از تو معدوم نخواهد شد هرگز وكيفيت آن چنان است كه روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميدارى چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز مى گذارى هر دو ركعت به يك سلام و در هر ركعت از آن يك مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ مى خوانى و چون فارغ شدى از نماز هفتاد مرتبه مى گوئى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ النَّبِىِّ الاُْمِّىِّ وَعَلى آلِهِ پس به سجده مى روى و هفتاد مرتبه مى گوئى سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ پس سر ازسجده برميدارى وهفتاد مرتبه مى گوئى رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِىُّ الاَعْظَمُ پس باز به سجده مى روى و هفتاد مرتبه مى گوئى سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ پس حاجت خود را مى طلبى كه انشاءالله برآورده خواهد شد و بدان نيز كه در ماه رجب زيارت حضرت امام رضاعليه السلام مندوبست و اختصاصى دارد چنانچه عمره در اين ماه فضيلت دارد و روايت شده كه تالى حجّ است در فضيلت و منقول است كه جناب علىّ بن الحسين عليه السلام مُعْتَمِر شده بود در ماه رجب و شبانه روز نماز در نزد كعبه مى گذاشت و پيوسته در سجده بود در شب و روز و اين ذكر از آن حضرت شنيده مى شد كه در سجده مى گفت : عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ.

اللهم عجل لولیک الفرج. خدا انشاءالله بعد از فرج مولامون صاحب الزمان بهترین و بزرگترین خوبی ها را به شما عنایت کنه.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 12:15  توسط ساحل  | 

فضيلت ماه مبارك رجب

بدانكه اين ماه و ماه شعبان و ماه رمضان در شرافت تمامند و روايت بسيار در فضيلت آنها واردشده بلكه ازحضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله روايت شده كه ماه رجب ماه بزرگ خداست وماهى در حرمت و فضيلت به آن نميرسد و قتال با كافران در اين ماه حرامست و رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امّت من است كسى كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب خشنودى بزرگ خدا گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنّم بر روى او بسته گردد و از حضرت موسى بن جعفرعليه السلام منقول است كه هر كه يكروز از ماه رجب را روزه بدارد آتش جهنّم يكساله راه از او دور شود و هر كه سه روز از آنرا روزه دارد بهشت او را واجب گردد و ايضاً فرمود كه رجب نام نَهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر هر كه يكروز از رجب را روزه دارد البتّه از آن نهر بياشامد و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله فرموده كه ماه رجب ماه استغفار اُمّت من است پس در اين ماه بسيار طلب آمرزشكنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را اَصَبّ مى گويند زيرا كه رحمت خدا در اين ماه بر اُمّت من بسيار ريخته مى شود پس بسيار بگوئيد اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ، و ابن بابويه بسند معتبر از سالم روايت كرده است كه گفت رفتم بخدمت حضرت صادق عليه السلام در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود چون نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آيا روزه گرفته اى در اين ماه گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آنرا بغير خدا كسى نمى داند بدرستيكه اين ماهيست كه خدا آنرا بر ماههاى ديگر فضيلت داده و حُرمت آنرا عظيم نموده و براى روزه داشتن آن گرامى داشتن را بر خود واجب گردانيده پس گفتم يَابْنَ رَسُولِ اللّهِ اگر در باقيمانده اينماه روزه بدارم آيا ببعضى از ثواب روزه داران آن فايز مى گردم فرمود اى سالم هر كه يكروز از آخر اين ماه روزه بدارد خدا او را ايمن گرداند از شدّت سَكَراتِ مرگ و از هَوْل بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كه دو روز از آخر اين ماه روز دارد بر صراط بآسانى بگذرد و هر كه سه روز از آخر اين ماه را روزه دارد ايمن گردد از ترس بزرگ روز قيامت و از شدّتها و هَوْلهاى آنروز و بَرات بيزارى از آتش ‍ جهنّم به او عطا كنند و بدانكه از براى روزه ماه رجب فضيلت بسيار وارد شده است و روايت شده كه اگر شخص ‍ قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه اين تسبيحات را بخواندتا ثواب روزه آن را دريابد:

 

 سُبْحانَ الاِْلهِ الْجَليلِ سُبْحانَ مَنْ لا يَنْبَغِى التَّسْبيحُ اِلاّ

* * * * * * * منزه است خداى بزرگ منزه است آنكه تنزيه و تسبيح جز براى او شايسته نيست

لَهُ سُبْحانَ الاْعَزِّ الاْكْرَمِ سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ

منزه است خداى برتر و كريمتر منزه است آنكه لباس عزت در بردارد و شايسته آن است

اعمال مشتركه ماه رجب

-----


امّا اعمال آن پس بر دو قسم است : قسم اوّل اعمال مشتركه آن است كه متعلّق به همه ماه است و اختصاصى بروز معيّن ندارد و آن چند امر است:


دعاى امام سجّاد عليه السلام در ايام رجب

اول آنكه در تمام ايّام ماه رجب بخواند اين دعا را كه روايت شده حضرت امام زين العابدين عليه السلام در

حجر در غُرّه رجب خواند: يا مَنْ يَمْلِكُ حَواَّئِجَ السّاَّئِلينَ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اى كه مالك حاجات خواستارانى

ويَعْلَمُ ضَميرَ الصّامِتينَ لِكُلِّ مَسْئَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ

و اى كه نهاد خاموشان دانى براى هر خواسته اى از جانب تو گوشى شنوا و پاسخى آماده است

عَتيدٌ اَللّهُمَّ وَمَواعيدُكَ الصّادِقَةُ واَياديكَ الفاضِلَةُ ورَحْمَتُكَ

خدايا به حق وعده هاى راستت و نعمتهاى بسيار و رحمت

الواسِعَةُ فَاَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ واَنْ تَقْضِىَ

وسيعت از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و

حَوائِجى لِلدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ

حوائج دنيا و آخرتم را برآورى كه براستى تو بر هرچيز توانايى * * * * * * * * * * * * * *

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 12:10  توسط ساحل  | 

غزلی از شیون فومنی:

بنشين که از بی ريايی، اين گوشه همتا ندارد


اين گوشه ی بی ريا را آغوش دنيا ندارد

اين جا بلند آستان است، بر آستين اش نظر نيست


تالار تنهايی من، پايين و بالا ندارد

 

چشم ام رواق جبّلی است، آيينه دار تجّلی است


هرگوشه خواهی فرود آی، اين جا و آن جا ندارد

بنشين حريف گناهم، بنشين به عيشی فراهم

بنشين که در بازی عشق، شيدا دلم پا ندارد

با خود ستيزم تو کردی، مردم گريزم تو کردی


تقصير اين کرده ها را چشم تو تنها ندارد

 

پيدا نشد هرچه کردم، ديگر کجا را بگردم

آخر خيابان اين شهر، يک چشم گيرا ندارد

از تلخ و شور و تمنا، يک کاسه کردم دلم را


بر من بنوش و بنوشان، برکه بفرما ندارد

اکنون تو هستی غزل هست، آيينه ام در بغل هست


اين کلبه ی از تو خالی، ديگر تماشا ندارد

مگذار اکنون بميرد، اندوه آينده گيرد


فردای ما در کف دست، خط های خوانا ندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 12:5  توسط ساحل  | 

بسم رب الحسین (ع)

 

آغاز ماه رجب، ماه نزدیکی به باریتعالی، ماه علی (ع) گرامی باد.

حسن (ع) جان  حسین (ع) جان

چشمتان به جمال نوه عزیزتان روشن

مبارک باد بر ما

قدوم متبرک و منور امام محمد باقر (ع)

و تصدق علینا یا صاحب الزمان (ع)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 1:52  توسط ساحل  | 

«گنجشک و خدا »

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.

.........

........

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه مي‌گفت:

می‌آید، من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی‌ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد

و سرانجام

 گنجشک روی شاخه‌ای از درخت دنیا، نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند،

گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

" با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست ."

گنجشک گفت: لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیهایم بود و سرپناه بی‌کسی‌ام . تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی‌موقع چه بود؟ و سنگینی بغض راه بر کلامش بست.

 سکوتی در عرش طنین انداز شد.

 فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت:

" ماری در راه لانه‌ات بود، خواب بودی؛ باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون کند، آنگاه تو از کمین مار پر گشودی."

 گنجشک، خیره در خدایی خدا، مانده بود.

خدا گفت :

"و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی‌ام برخاستی."

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود؛ ناگاه چیزی در درونش فروریخت .

های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 13:22  توسط ساحل  |